قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
675
درة التاج ( فارسى )
پر كنند او جرمى مستقيم باشد ، و آن را دو طرف باشد ، پس استدعاء محدّدى كند فوق ايشان ، پس ايشان محدّد نبوده باشند ، همهء جهات را ، و اين بر خلاف آنست كى فرض كرده شد . مقالت هفتم از فنّ اوّل از جملهء سيّم كى در علم طبيعى است در « 1 » سائر افلاك و كواكب و ذكر جملهء از احوال ايشان هرج حركت كند از اجرام سماوى باستدارت ، درو ميلى مستدير باشد ، به جهت استحالت وجود حركت بىميل « 2 » ، و آن بقاسرى نيست ، و الّا حركات « 3 » ايشان بر موافقت قاسر بوذى ، پس استواء ايشان در سرعت و بطوء لازم آمدى [ و اين ] بخلاف واقع است . و حركات ايشان طبيعى نباشد ، جه حركت مستدير بطبيعت نباشد ، جنانك شناختى ، پس بارادت باشد . و بسائط اينها جون در طباع ايشان ميل مستدير باشد ممتنع باشد كى در طباع ايشان نيز ميل مستقيم باشد ، جه طبيعت واحده اقتضاء دو امر مختلف نكند ، پس اقتضاء توجّه بحيّزى نكند باحد الميلين ، و صرف از آن - به آن ديگر ، و حكم درين جون حكم نيست در اقتضاء طبيعت ، حركت و سكون را ، جه ( او ) اقتضاء استدعاء مكان طبيعى مىكند فقط ، پس جون از آنجا برون رود بقسر ، طبيعت آن را باز گرداند به آنجا ، و جون در آنجا بود حفظ كند او را به سكون ، پس اقتضاء طبيعت در هر دو حالت حركت ، و سكون يكيست . و اين جنين نيست اقتضاء ميلين مذكورين ، جه اقتضاء حركت مستدير مغاير استدعاء مكان طبيعى باشد . بعد از آن در امكنه مكانى « 4 » طبيعى هست كى متحرّك طلب مىكند آن را باستقامت ، و در اوضاع وضعى طبيعى نيست كى متحرّك طلب آن كند باستدارت . و ازين جهت است كى أحدي الحركتين را اسناد
--> ( 1 ) - در بيان - ط . ( 2 ) - بر ميل - اصل . ( 3 ) - حركت - ط . ( 4 ) - مكان - م .